ماهیت
فکری و
اعتقادی پان
ایرانیست ها
واحید
قاراباغلی
ماهیت فکری و
اعتقادی ,
ایدئولوژی و
جهان بینی این
طیف متکی بر
ناسیونالیسم
است,
اما باید
دانست که این
ناسیونالیسم,
به مثابه
نیرویی سیاسی, در
پایان سده
نوزدهم و هم
زمان با رشد و
گسترش نفوذ و
تمدن غرب در
خاورمیانه به
ایران راه
یافت (1) و برای
نخستین بار
روشنفکران آن
را باب کردند(2)
و پس از آن
کسانی آن را
پذیرفتند که
شدیدا" زیر
نفوذ فرهنگ
غرب بودند(3). در
کتاب سیاست و
سازمان حزب
توده در این
باره می
خوانیم «...اصولا"
در ایران
پدیده ملت
گرایی نیز به
عنوان یک
جریان
اجتماعی
بیگانه با
فرهنگ سنتی
جامعه توسط
استعمار غرب و
دستگاه
فراماسونری
طی انقلاب
مشروطه و پس از
ان به داخل
جامعه تزریق
شد و به پایگاه
اجتماعی و
فرهنگ تمدن
امپریالیستی
غرب مبدل
گردید.»(4)
در ذات تفکر
پان ایرانیسم
ملت گرایی
پارسی نهفته
است,
موضوعی که در
آن تظاهر به
برتر شمردن و
والا دانستن
همه خصائب و
ویژگی های ملت
خود و خوار
داشتن و به
سخره گرفتن و
دشمن انگاشتن
سایر ملل وجود
دارد. ناگفته
پیداست که این
نوع تفکر خشم
سایر ملل را بر
می انگیزد و با
رسالت واقعی
بشر که خداوند
بر دوش او
نهاده هم
خوانی ندارد
از این رو از
همان ابتدا
مردود است.
ناسیونالیسم
پان ایرانیست
ها با عصبیت
خاصی همراه
است ,
آنها از
ناسیونالیسمی
دم می زنند که
شکلی افراطی
دارد, پان
ایرانیست ها
به اصطلاح
نسبت به تیره و
نژاد ایرانی
بیش از حد
حساسیت نشان
می دهند و کلیه
سیاست ها و
عملکرد های
خود را بر این
اساس تنظیم
کرده اند, و
با تند روی و
زیاده روی
خاصی افکار
راسیستی و
نژادپرستی
خود را بروز می
دهند.
خلاصه
کلام اینکه
ناسیونالیسمی
که پان
ایرانیست ها
مطرح کرده اند, جریان و
الگویی بدلی و
دست دوم از ملی
گرایی است که
هویت آن کاملا"
تقلیدی است.(5)
از دیگر
سو,
بسیاری از طرح
ها و ایده های
آنان,
انتزاعی و به
دور مقتضیات و
واقعیات
تاریخی,
زمانی و مکانی
است,
مثل باز پس
گیری مناطق
جدا شده از
ایران زمین! و
تکیه بر تاریخ
قدیم. طرح این
مسائل از سوی
پان ایرانیست
ها نه تنها
تعجب و
ناباوری نسل
کنونی را بر می
انگیزد بلکه
در زمان مطرح
شدن نیز مورد
ریشخند
مطبوعات و
بسیاری از
نویسندگان
معاصر قرار
گرفت.
همچنین
بیش تر گفتار
پان ایرانیست
ها تداعی
کننده سخنان
ناسیونالیست
های رمانتیک
دوره مشروطیت
و پس از آن است
که در تحلیل
ایرانیت ناب
به جهدهای بی
حاصل و بی ثمر
دست یازیدند و
سرانجام
سرخورده از
آرمان های دست
نایافتنی در
خویش فرو
رفتند.
ناسیونالیست
هایی که به
مفاخر قومی می
نازد و سودای
تجدید عظمت
دیرین را در سر
می پرورانند
سوداگرانی
بیش نیستند. به
گفته صاحب
کتاب ناسیونالیسم
و انقلاب: « در
این بازار دل و
جان و حتی جسم
ایشان را می
خرند و می
فروشند آنها
هم رویا می
بافند و رجز می
خوانند و « من» «
من» می کنند و
در غفلت غرق می
شوند, اصلا"
رویای گذشته
مجال نمی دهد
که ببینند
الان در چه
حالند و چه
باید بکنند.»(6)
در واقع, پای این
ناسیونالیسم
بر زمین نیست و
در هوا معلق
است و اتباع آن
بر خلاف
ادعاها و
تظاهرات
مبارزه با
استعمار, بهترین
طعمه های قدرت
های استعماری
هستند و
بازیچه
قدرتها قرار
می گیرند و
اشخاص آن به
نام وطن اهواء
خود را پیش می
برند(7) و رجز
خوانی های
آنها نوعی
تخدیر و حالت
نمایشی بیش
نیست.
اصلا"
وقتی
ناسیونالیسم
توجه اصلی خود
را به سمت
مفاخرت قومی
بکند منحط
ترین صورت خود
را در حقیقت به
ظهور رسانده و
این
ناسیونالیسم
عین « فلاکت و
بدبختی» (8) است.
جریان
پان
ایرانیستی
دارای شاخص
هایی نیز بوده
است. این حزب
ابتدا به
جریان ملی
گرایی لائیک
پیوست ولی پس
از چندی به
دلایلی از آن
جدا شد و خود
به سبب
تناقضات
درونی دچار
انشعاب گردید
و سپس به دربار
پیوست و مدل
جدیدی از ملی
گرایی یعنی «ملی
گرایی درباری»
را پدید آورد و
بی سبب نبود که
نتوانست
پایگاهی
مردمی و
متناسب با
ادعاهای خود
پیدا کند,
اقلیتی که
موفق شده بود
دور خود جمع
کند,
بیش تر, بزن
بهادرهای
اقشار پایین و
گروهی از
افراد طبق
متوسط (9) و به
ویژه روشنفکر
بودند.
محور
قابل طرح
دیگری که در
تفکرات پان
ایرانیست ها
خیلی برجسته
می نماید
اظهار علاقه
به آب و خاک و
دیار و وطن است
که آن را وطن
پرستی می
خوانند و حاضر
تنزل در این
مقال نیستند.
این یک واقعیت
تاریخی است که
ایران موطن
مشترک ملل
مختلف می باشد,
واین وطن تنها
آب و خاک نیست
بلکه فضایی
است که مردم در
آن سیر می کنند(10)
مسئله
دیگری که غالب
نویسندگان
درباره پان
ایرانیست ها
مطرح کرده اند
و برخی
تشریفات حزبی
آنها نیز
بیانگر آن است, گرایش پان
ایرانیست ها
به فاشیسم, نازیسم و
امثال آن است.
نگارنده بر
این باور است
که وقتی روح
خودکامگی بر
تفکر و جریانی
حکم فرما باشد
آن جریان فکری
به نظام های
فاشیستی و
نازیستی
تمایل خواهد
شد,
تمایلی که
آشکارا در حزب
پان ایرانیست
هویداست اما
مسئولان حزب
آگاهانه ان را
انکار می کنند.
در واقع
آنها به
ایده های
ناسیونالیستی
و
نژادپرستانه
چون اصالت
نژادی معتقد
هستند و نژاد «آریایی»
را نژادی خالص
و با خون پاک
می پندارند و
نهایتا"
ناسیونالیسم
مبتنی بر تنوع
قومی را
نادیده می
گیرند.
منبع:
حزب پان
ایرانیست –
علی اکبر
رزمجو-مرکز
اسناد انقلاب
اسلامی-چاپ
اول 1378
1-
ذبیح.سپهر:
ایران در دوره
دکتر مصدق,
ترجمه محمد
رفیعی مهر
آبادی,
انتشارات
عطایی,
چاپ دوم, تهران, 1370, صص27 و 26
2-
کاتم.
ریچارد:ناسیونالیسم
در ایران, ص 40
3-
همان, ص 20
4-
موسسه
مطالعات و
پژوهشهای
اسلامی,
سیاست و
سازمان حزب
توده ایران از
آغاز تا
فروپاشی, تهران, 1370, جلد اول, ص 295
5-
روزنامه
ابرار, یکشنبه 9, مهر, 1374, ص8
6-
داوری.رضا:ناسیونالیسم
و انقلاب, ص53
7-
همان,ص67
8-
همان, صص 23 و 32
9-
کدی آر.
نیکی: ریشه های
انقلاب ایران, ترجمه
عبدالرحیم
گواهی, انتشارات
قلم,
تهران, 1369, ص 181
10-داوری,
رضا:
ناسیونالیسم
و انقلاب, ص 64