پرویزورجاوند  دق کرد ومرد

 

 

نا ملایمات زندگی ،وشکست وسرخورده گیها ازعلل اصلی افسردگی روانی (دپرسیون) هستند.

افسردگی روانی  خود از مهمترین  علل درون زای  بیماریهای  زیادی هستند  که منجر به مرگ

انسانها  میشوند.

 

پرویز ورجاوند  این چهره کریه وتئورسین ایده یولوژی فارس سالاری قرن اخیر ایران،این شخصیت

نژاد پرست  تمام عیار     تمام  گفته ها ونوشته ها ی دوران زندگی را صرف سرکوب وانهدام فرهنگی

وهویتی ملل ساکن در ایران کردتا بلکه توانسته باشد یک ایران فارسی   با فارس سالری بنا وپایدارو

یا ابدی سازد.او  با شنیدن  شعار های ملیونی  «هارای هارا من ترکم»ملت  ترک آذربایجان مثل

خیلی ها با شکست سهمگینی روبرو شد. آمال وامیال  ایران فارسی اش به کابوس مبدل گشت و به افسردگی

روانی مبتلا شد.  مخصوصا از زمانی که در دانشگاه تبریز  با گوجه فرنگی  وتخم مرغ گندیده  از طرف

دانشجویان غیور ترک بدرقه شد  آثار شکست و سرخوردگی  حتی  در ظا هرش هم مشهود بود.

 

پرویز ورجاوند انسانی بود با شخصیتی  پست  و بدون وجدان  چرا که او هستی  ملت های غیر فارس را

در ایران قربانی ملت فارس میکرد.او ظاهرا  زیر  اصطلاح تمامیت ایران  مثل خیلی ها  به  ایران

فارسی می اندیشید.

 

پرویز ورجاوند توان تحمل  حرکت  هویت خواهی و آزادی طلبی ملت آذربایجان و سایر ملل ساکن

در ایرانرا نداشت. او  دق کرد  و در یک  وضعیت روحی زجر آور مرد ونامش  بعنوان یک

شخص نا پاک   در خاطره آذربایجانیها وسایر ملت های غیر فارس ایران باقی خواد ماند.

 

 

10.06.2007              سلیانی