حفاظت نیروو اطلاعات 2

 

ساواش آلنیمیزا یازیلیب "

 

غفور تبریزلی

 

 

تا به امروز دستگیری و یا زندانی بودن یکی از شاخصهای رقابت در بین فعالین حرکت ملی بوده است .(که بیشتر در اثر اشتباهات بسیار پیش پا افتاده  اتفاق افتاده است)اما آنچه امروزه اهمیت دارد نداشتن سابقه  دستگیری میباشد .چراکه آنان که تا بحال دستگیر شده اند  گذشته از انکه تجربه ای بس ارزشمند را در اختیار سایر فعالین قرار میدهند عملا به مهره ای سوخته بدل شده ودائما  چه در شرایط عادی وچه در روزهای بحرانی تحت نظر بوده وبعنوان یک دام برای سایر فعالین و به نفع ارگانهای اطلاعاتی حکومت عمل مینمایند.با توجه به کمبود مهره های کارامد ولزوم حفظ امنیت انها خصوصا مهره های عملییاتی رعایت موارد حفاظتی اهمییت ویژه خود را می نمایاند.

 

با توجه به اینکه حرکت ملی یک حرکت انقلابی بوده  و حکومت برنامه مدونی برای مبارزه با ان دارد لذا دستگیری وزندانی شدن فعالین امری طبیعی میباشد اما آنچه مهم است این است که باید هزینه این دستگیریها را تا حد ممکن کم کرد. بنابرین رعایت نکات زیر برای کلیه فعالین مخصوصا فعالین ناشناخته که هنوز قابلییت عملییاتی دارند بسیار مهم و حیاتی است.

 

1-از تماس بوسیله تلفن خانه ویا محل کار وتلفنهای با شماره معلوم با سایر فعالین وطرح هرنوع مطلب مربوط در تلفن خودداری نمایید.

 

2-از حضور خود سرانه وبدون هماهنگی با رابطین خود در مکانهایی که احتمال دستگیری در ان زیاد میباشد خودداری کنید.

 

3-از انگشت نما شدن در مراسمات عمومی واقدامات خود سرانه خود داری نمایید.

     

4-از همراه داشتن هرنوع سند طبقه بندی شده واسامی فعالیین وشمارههای انها در در محلهای مشکوک به دستگیری خود داری کنید.

  

5-فعالین و مبارزین  متشکل باید دارای مکانهای امن  جهت بر پایی جلسات تیمی و گروهی باشندکه دارای علامتی باشد که بدون جلب توجه     امن یا نا امن بودن انجا را قبل از رسیدن افراد به آن نشان دهد .این علایم طوری باید باشند که در صورت غافلگیری نیز بتوان آن را تغییر داد.

 

6-محلی که فعالین باید در آن جمع شوند باید امن بوده وایجاد کمترین جلب توجه رانیز ننماید .این محل بهتر است در مکانهای متراکم جمعییتی ودارای محلهایی برای فرار اعضا باشد.

 

7- قبل از شروع جلسات و برنامه ها باید برنامه برخورد اضطراری توجیه شده وافرادی که باید در گیر شده وآنهایی که باید فرار کنند و نحوه عمل آنها مشخص شود

.

8-اعضای یک گروه باید دارای مکان و زمان  مشخص تماس در شرایط عادی و اضطراری  باشند.مثلا برای زمانهای اضطراری دو زمان مشخص در روز با محل مشخص تعیین گردد که در صورت بروز این شرایط اعضا بتوانند براحتی همدیگر را پیدا کرده  و ملاقات نمایند.

 

9-در زمان رفتن به محل ملاقات یا عملیات از عدم تعقیب خود توسط عوامل حکومتی یقین حاصل کنید.باید مواظب چهرههای تکراری که در مسیبر حرکت خود میبینید باشید.می توانیدبا روشن کردن یک سیگار یا بهانه نگاه کردن روزنامه ها یا ویترین  مغازه ای اطراف خود را زیر نظر بگیرید.

 

10 برای فرستادن پیامهای مهم و حساس هرگز از وسایل رایج (تلفن ,نامه,اینترنت و...)استفاده نکنید.برای این کار میتوانید از پیکهای آموزش دیده استفاده نمایید یا خود شخصا برای رساندن پیام اقدام کنید.

 

11-ارگانهای اطلاعاتی مخبرین خود را اغلب از بین کثیفترین افراد انتخاب میکنند مانند معتادان به مواد مخدر والکلیها ,کسانی که دارای انحرافات جنسی یا عقده های روانی و خود کمتر بینی یا دارای سابقه مجرمیت هستند لذا این افراد را در محیط اجتماعی خود شناسایی کرده وبه جمع خود راه ندهید.

 

12-موضوعات مهم را فقط در محیطهای بسته ومطمئن صحبت کنید.

 

13-در اماکن عمومی با سکوت مداوم  عمل شنود دشمن را با شکست مواجه کنید.

 

14-هرگاه عناصر مخفی دشمن را شناختید آنهارا به دوستان خود معرفی کنید.سعی کنید کسی را بی خود متهم نکنید.

 

15-در اکثر آپارتمانها دیوارها به قدری نازک هستند که احتمال استراق سمع بیشتر است بنابراین در چنین مکانهایی تا میتوانید آهسته صحبت کنید.وبا روشن کردن رادیو یا تلوزیون  صدای خود را محو کنید.

           بنابر آنچه گفته شد همیشه باید سعی بر این باشد که از گیر افتادن دوری کرد.ولی گیر افتادن فعالین چیزی دور ازذهن نیست در صورتی که میتوان با رعایت اوصول امنیتی احتمال آن را به صفر کاهش داد.پس اگر چنین موقعیتی برای شما پیش آمد موارد زیر را به خاطر بسپارید :

 

1- در هنگام دستگیری خونسردی خود را حفظ کنید.

 

2-شما اولین و آخرین دستگیر شدگان نیستید.بنابر این ضمن کنترل اوضاع سعی کنید قوت قلب دوستان خود باشید.

 

3- سعی کنید بین دستگیر شدگان انگشت نما نشوید.

 

4-مراقب عوامل نفوذی داخل بازداشتگاه باشید.افرادی که خود را  جزو فعالین نشان داده وسعی در برقراری ارتباط با شما دارند.

 

5-اگر برای اولین بار دستگیر میشوید لازم نیست دفاع ایدولوژیک یا پرحرفی نمایید .بهتر است خود را بی اطلاع نشان داده واز دادن جوابهای سربالا پرهیز نمایید.بیاد داشته باشید اولین اصل آزادی با کمترین هزینه است .بهتر است خود را فردی نااگاه و اغفال شده نشان دهید.

 

6-پاسخ به سوالات را هر چه ممکن است گنگ ,کوتاه و غیر مشخص بیان کنید.

 

7-در بازجویی  ها تا می توانید کم صحبت کنید .

 

8- سوالهایی راکه  جواب میدهید به خاطر بسپارید.

 

9- به احتمال قوی در حین بازجویی چشمانتان بسته خواهد بود .سعی کنید باچشمان بسته بازجویی نشوید.اعتراض کرده وسکوت کنید.(سابقه دارها)

 

10- گاها فحاشی وضربات ناخوشایندی را در طی نقل وانتقالات دریافت خواهید کرد انها برای بر هم زدن تعادل فکری شماست .سعی کنید خونسرد باشید.

 

11-بیاد داشته باشید آنها نمی توانند اسرار شما را بخوانند مگر آنکه شما خود کلید ذهن خود را تقدیم آنها کنید.

 

12-طرز رفتار عاقلانه و مدبرانه شما کلید رهایی شما میباشد.

 

13-اگر سابقه دار هستید همانطوری که میدانید تا مراحل آخر بازجویی ماندنی هستید , حتما دادگاهی خواهید شد.مرحله بعدی کارشما

مصاحبه با مامورین ساواما خواهد بود.بهتر است همواره اطلاعات سوختهای را آماده کرده باشید.

 

14-دانستن قوانین و حق وحقوق  مربوطه خود میتواند کمک بزرگی برای شما باشد.

 

15- تهدید یکی از عمده ترین شیوههای آنها میباشد , پس بهتر است هرگز ترس را به خود راه ندهید

.

16 گول رفتار دوستانه بازجوهارا نخورید ,چرا که آنها پول میگیرند تا شما را تخلیه اطلاعات کنند پس هرگز به هیچ یک از آنها اعتماد

نکنید.

 

17- روحیه خود را حفظ کنید .

 

18- انتظار کمک از هیچ کس را نداشته باشید امنیت دوستانتان ونیز خود شما در دستان شماست. اگر درست رفتار کرده باشید  در همان چند ساعت اولیه دستگیری آزاد خواهید شد .

 

19 –اگر فرصتی جهت اطلاع تلفنی بدست آوردید فقط با نزدیکان درجه یک خود تماس بگیرید.

 

در صورتی که سابقه دار بوده یا از قبل تحت نظر بوده باشید تا مراحل نهایی باز جویی را طی خواهید کرد بنا براین دانستن مراحل و روشهای باز جویی می تواند کمک شایانی به شما بکند .آنچه در پایین میآید چکیده این اصول و روشهاست.

 

تکنیکهای باز جویی که در منابع تخصصی عمدتا به عنوان تکنیکهای شستشوی مغزی مطرح میشود درحال حاضربه خوبی استاندارد شده اند.

هرچند میزان و ماهیت فشاری که باید در مورد هر فرد اعمال شود متناسب با شخصیت سوژه ,شرایط و اهمیت موضوع و توانایی متصدی امر متفاوت خواهد بود ولی  تمامیت وکلیت آن تابع اصول و تکنیکهای مشخصی است.

 

اقدامات:

 

1-کنترل همه جانبه و فراگیر؛

سراسر وجود زندانی حتی فوریترین نیازهای او مانند خواب و بیداری نیز تحت کنترل قواعد سختی است.هدف آن است که سوژه در معرض آزار روانی قرار گیرد و این باور در او بوجود آید که زندانبانان او قادر مطلق هستند و او موجودی کاملا ناتوان است.

 

2-منزوی کردن؛

به محض بازداشت ارتباط متهم با دنیای خارج بطور کامل قطع میشود و فقط اطلاعاتی که متصدیان مناسب تشخیص دهند در اختیار او قرار میگیرد.

 

3-عدم اطمینان ؛

در چند روز اول بازداشت چیزی در مورد علت بازداشت به متهم گفته نمی شود وپاسخ به سوالات نیز جز با خشونت نمی باشد .به او القا میشود که خود او به ماهیت جرائمی که مرتکب شده آگاهی دارد وباید اعتراف کند .متهم خود را با یک معمای دیوانه کننده روبرو میبیند وچون چیزی در مورد اتهامات وارده نمی داند بنابراین نمیتواند تدابیر دفاعی اندیشه کند .(در این شرایط فقط باید چنین به خود القا کنید که بی گناهید.)

 

4-شکنجه؛

متهم در معرض انواع شکنجه های روحی و روانی قرار میگیرد.بازجویان دوازده تا شانزده ساعت متوالی اورا تحت بازجویی و شکنجه قرار میدهند و ممکن است به او گفته شود که خانواده و دوستان او علیه او بیانیه صادر نموده اند .بعد از این شکنجه ها زندانی را به سلول برگردانده و اجازه میدهند بخوابد اما ناگهان دوباره اورا برتی یک بازجویی دیگر با تندی بیدار میکنند.این روند آنقدر ادامه می یابد تا متهم آمادگی مطلوب جهت تاثیر پذیری روانی پیدا کند.

 

5- تحقیر شخصیت؛

زندانی از لحظه اول بازداشت درمیابد که جرم او سبب شده که همه منزلت و احترامی که داشته ازبین برود وکتناسب با موقعیت اجتماعی خود تحقیر خواهد شد .

 

6-ایجاد ناتوانی و فرسودگی جسمی؛

برای متهم رژیم غذایی برقرار میشود تا وزن ,توانایی و طاقت او به سرعت کاهش یابد.در نتیجه وی آنقدر ضعیف میشود که دیگر توانایی انجام فعالیتهای طولانی ذهنی را از دست داده یا برای او دشوار گردد.مختل کردن خواب خصوصا زمانی که توام با خشونت  ووحشت ,تنش وبازجویی مداوم باشد روند فرسودگی اورا تسریع میکند.

 

7-مسلم کردن جرم؛

یکی از موزیانه ترین تدابیری که بکار گرفته میشود فرض ارتکاب جرم توسط متهم میباشد.(از نظر بازجو هر متهمی مجرم است مگر خلاف ان ثابت شود)بازجویان سعی میکنند با طرح این فرض به زندانی ثابت کنند که بطور قطع مرتکب جرم شده این اطمینان توجیه کننده اقدامات سخت جهت گرفتن اعتراف است .

 

توالی مراتب قوق شرط اساسی برای شستشوی مغزی است چنانچه طی آن متهم پس از یک دوره ابتدایی شوک و سردرگمی  به رفتار خود فکر میکند تا شاید در میان آنها گفتار یا کرداری بیابد که دال بر گناهکار بودن او باشد (لحظه شکست )البته ضرورتی ندارد که حتما چنین عملی وجود داشته باشد زیرا عاقبت متقاعد میشود که هر گونه عمل او در گذشته از سوی رژیم جرم محسوب میشود.وقتی متهم در پذیرش احتمال گناهکار بودن خود پیشرفتی نماید یا احساس کند که عقیده جدیدی را میتواندذیرش نماید زندگی قابل تحمل تر و دردهای جسمی کاهش خواهد یافت (شروع مرحله خیانت به همفکران)در این مرحله بازجویان دوستانه تر خواهند بود وبه او شنخصیت خواهند بخشید.و با شکنجه گران با خشونت رفتار خواهند کرد.اگر متهم پس رفتی داشته باشد شرایط قبل دوباره اعاده خواهد شد.بطور کلی پذیرش ادعاها پاداش و مقاومت ,مجازات دارد .سوژه ناچار به مرحله ای از ترس می رسد که با ناامیدی میخواهد باور کند که :2+2=5

 

 

هدف پروسه شستشوی مغزی:

اول)برداشتن تفاوت میان گناهکاری وبیگناهی

دوم)محو مرز بین واقعیت و اوهام ذهنی

           این تخریب فکری چه در بعد ایدولوژی وچه در مساله اعتراف به آسانی حاصل نمی شود.سوژه برای حفظ اعتبار و ارزشهای قبلی خود دفاع می کند .ناتوانی جسمی ,خستگی ,درد ,محرومیت و تحقیر توان دفاعی اورا میشکند و وی را وادار به تغییر عقیده یا اعتراف میکند پذیرش گناه از سوی سوژه نشان دهنده مرحله ای از تغییر عقیده است که باز گشتی ندارد .نتیجه این عمل کنار هم گذاشتن جزئیات و تبدیل آنها به اعتراف است و ممکن است در این حالت دیگران را نیز متهم به مسولیت وضع پیش آمده برای خود کند چرا که وی در این موقع همان اندازه که در گناهکار بودن دیگران سر در گم است که در مورد بی گناهی خود.

 

مکانیزمهای شستشوی مغزی:

1-همانند سازی:

          سوژه در حالی که از ارتباطات انسانی جدا شده  خود را با رئیس بازجوها که در مقایسه با زیر دستان ملایم تر و دلسوز تر است  همانند میسازد.و این امر معمولا عامل مهمی در تسلیم سوژه است.

 

2- کاهش توانایی ذهنی:

     سوژه در نتیجه خستگی و ناتوانی آنقدر فرسوده می شود که واقعا نمی تواند در مورد موضوع خاصی تمرکز ذهنی داشته باشد.

 

3- سردر گمی ناشی از حبس انفرادی:

     انزوای طولانی و سردرگمی ناشی از آن نقش مهمی در فرآیند نرم کردن دارد.از سوی دیگر محرومیت حسی شدید معمولا سبب نوعی محرک طلبی گشته واین موجب افزایش تلقین پذیری می شود.

 

4- تلقین:

     یکی از واقعیتهای انکار نا پذیر آنست که اکثر افراد در مقابل تلقین تاثیر پذیرند این موضوع از زمانهای قبل به عنوان عامل اساسی در تغییر رفتار های طبیعی و غیر طبیعی انسان شناخته شده است سوژه در اثر تلقین و تحت فشار شدید فیزیکی و هیجانی نمی تواند بین اعمال خود واعمالی که باز جوها تلقین میکنند تفاوت قائل شود .تلقین به او کمک میکند تا اعتراف خود را بسازد.

 

5- تکرار :

    تکرار مراحل قبل  تنیجه گیری را حتمی میکند        

 

6- احساس گناه :

    سوژه مجبور است لحظه به لحظه  زندگی گذشته سیاسی و غیر سیاسی خود را مرور و اغلب توجیه کند . بازتابهای چنین کاری اغلب باعث برانگیختن احساس گناه می شود که پیدایش این حس نقش مهمی در کاهش توانایی یا اراده مقاومت دارد.

 

7- تخریب خود :

    هر چند سوژه راهی جز تسلیم در برابر خود نمی بیند اما تحمل تحقیر به تضعیف عزت نفس وی منجر می شود بخصوص اگر او فرد عالی رتبه ای بوده این مسئله بیشتر برای او مخرب است و موجب کاهش توانایی فرد در مقاومت می شود.

 

8- رفتار شرطی:

    ارتباط میان پاداش و تنبیه و ارزیابی پیشرفت وعدم پیشرفت یکی از روشهای شرطی کردن زندانی برای ایجاد پاسخ مطلوب در اوست.

 

9- رفتاررغیر عقلانی در برخورد با محرک ناگهانی :

     بسیاری از افراد در برخورد با محرکهای غیر منتظره مانند درد ,ترس و خشم وغیره در هم شکسته میشوند آنها قادر به کنترل رفتار خود نیستند و به گونه ای واکنش نشان می دهند که بی شخصیت به نظر میرسند سوژه هایی که بطور غیر منتظره در معرض بد رفتاری یا بی احترامی یا شکنجه قرار می گیرند ممکن است چنان مقهور شوند که مقاومت آنها در هم شکسته شده وظرف مدت کوتاهی تسلیم شوند .

 

10- تناوب ترس و امید :

       ایجاد متناوب ترس و امید ,همان شیوه تشویق و تنبیه است .عامل شستشوی مغزی باید امید به زندگی بهتر و آینده درخشان را در برابر همکاری سوژه در او زنده نگه دارد و گرفتاری به عذاب سخت و طولانی را در برابر عدم همکاری او گوشزد نماید.

 

 

با توجه به وضعیت فعلی کارشناسان عقیده دارند کمتر کسی را تاب مقاومت در برابر شیوه شستشوی مغزی است .مگر افراد خبره ای که دارای هنر تسلط بر ذهن بوده و آمادگی قبلی دارند .در غیر اینصورت لزوم طبقه بندی اطلاعات بسیار مهم است .اعضای یک گروه و تشکیلات بایستی قانون طبقه بندی اطلاعات را به شدت رعایت کرده ومراتب حفاظتی را یاد گرفته و به کار گیرند.