ترک ستیزی مجاهدین خلق

از قدیم گفته اند از کوزه همان بر اید که در اوست.

اخیرا خانم رئیس جمهور یعنی مریم خانم رجوی طی سخنرانی  تحت عنوان " سر خط برنامه های مقاومت در ایران ازاد فردا" مطالبی را

عنوان کرده اند که شامل 14 ماده میباشد .

در هیچکدام از مواد مطرح شده مطلب جدیدی جز مساله انرژی اتمی دیده نمیشود، یعنی تکرار همان مطالبی است که در به اصطلاح برنامه

دولت موقت مسعود رجوی در سال 1360 عنوان شده ، میباشد.

ولی از انجائیکه مساله ملی و حقوق ملیتها چه در ابعاد بین المللی و چه در خصوص ایران بالخص در اذربایجان به مبرمترین مساله روز

تبدیل شده چشم پوشی حضرات مجاهد از واقعیت های جامعه در واقع مبین این واقعیت تلخ میباشد که انها نه تنها الترناتیو رژیم های شاه خمینی

در رابطه با حل مساله ملیتها نمیباشند بلکه با دلایلی که عنوان خواهم کرد اگر خواب و تخیلات مجاهدین در رابطه با حاکمیت واقعیت پیدا

کند جز جنگ داخلی چیز دیگری عاید ملل تحت ستم شونیزم فارس نخواهد شد. چرا که مجاهدین حتی در مواقعی که با اطرافیان و اعضای

سابق خود به اختلاف نظر افتاده اند جز توسل به خشونت راه دیگری را انتخاب نکرده اند و در واقع در منطق مجاهدین تولرانس و راه حل

سیاسی مفهومی ندارد.

اما در بین 14 ماده مطرح شده ماده 13 ان که در واقع گریبانگیر کردها شده چنین امده.

ماده 13ـ در ایران فردا حق عادلانه خود مختاری مردم کردستان ایران به رسمیت شناخته میشود. ما خواهان رفع ستم ملی از تنوعات ملی

وطنمان در چهار چوب یکپارچگی تجزیه ناپذیری ایران هستیم.

اگر دقت شود این همان برنامه باصطلاح دولت موقت رهبر عالی انقلاب یعنی مسعود رجوی میباشد که 25 سال پیش تحت فشار اقای

عبدالرحمن قاسملو بلااجبار قبول کرده بود، میباشد. یعنی بعد از 25 سال مبارزه ملل تحت ستم علیه شونیزم فارس با انهمه شهید ، زندانی

شکنجه و تبعید هنوز حضرات سوپر شونیست مجاهد پشیزی حرمت به ملل تحت ستم ترک ، عرب ، بلوچ و ترکمن نمیگذارند. ولی با این

حال طی سالهای اخیر برخی از اعضا و هواداران مجاهد در خارج از ایران در مقابل انتقاد از مواضع مجاهدین در رابطه با ملل غیر

فارس ، همیشه عنوان میکردند که سازمان به زودی مواضع جدید خود را در این رابطه اعلام خواهد کرد و من فکر میکنم که برنامه

جدید مجاهدین جواب ان عده از مجاهدین میباشد که هنوز فکر میکنند که مساله ملل تحت ستم شونیزم فارس توسط مجاهدین قابل حل میباشد.

حا ل انکه سازمان مجاهدین یکی از بدترین تشکیلات شونیستی میباشد که کمتر در این رابطه شناخته شده و بهتر است که اعضای سابق

این تشکیلات شونیستی در این رابطه اطلا عات بیشتری در اختیار جنبش ضد شونیزم فارس قرار دهند.چرا که تشکیلات های شونیستی

و نژاد پرست عمدتا بخاطر ترس از فشار خارج تشکیلات از اعلان مواضع سریع خودداری میکنند ولی در روابط درونی این تشکیلات ها

بخوبی میتوان جو حاکم شونیستی را مشاهده کرد.در همین رابطه من گفته های چند تن از اعضای سابق مجاهدین را در رابطه با زبان ترکی

و جو ترک ستیزی در درون سازمان مجاهدین را میاورم.

 

الف ـ اگر درون روابط دو نفر ترک زبان با هم به زبان ترکی صحبت کنند بلافاصله موچ اعتراض بلند مبشود که موج رادیو را عوض

کنید. حتی گفته میشود بابا جان به زبان ادمی زاد صحبت کنید.

ب ـ ترک بازی در نیاورید .

ث ـ خدا را شکر که نشدیم ترک .

ت ـ وقتی فرد جدیدی وارد روابط شده و یا به پایگاه امده ، اگر ترک زبان باشد بلافاصله شروع میکنند که ، وای این هم ترک هست و با

لحن مسخره امیز شروع میکنند به سوال کردن که قارداش بگو ببینیم که نجه سن ، در روابط مجاهدین استفاده از کلمه قارداش متراد ف

برادر نمیباشد، بلکه از کلمه قارداش انموقع استفاده میکنند که میخواهند یک نفر ترک زبان را تحقیر و خرد کنند و این مساله در درون

روابط مجاهدین بسیار رایج میباشد و اگر فرد ترک زبان نسبت به این حرکت تحقیر امیز عکس العمل اعتراضی نشان دهد بلافاصله

مورد سرزنش و اتهام قرار میگیرد که برای مثال ، در تو رگه های ارتجاعی شونیستی موجود است و یا اینکه میگویند ، اقا را باش رگ

ترکی اش گل کرده و امثا لهم .

ح ـ در سال 1986 در پایگاه موسی خیا بانی که اکثر افرادش ترک زبان بودند استفاده از زبان ترکی قدغن میشود ، جلال منتظمی مسئول

پایگاه  و عضو مرکزیت ساز مان چنین میگوید : همانطوریکه زبان رسمی ایران زبان فارسی میباشد پس ما نیز به عنوان سازمان

سراسری و التر ناتیو حاکمیت باید از این اصل تبعیت کنیم . پس بنا براین از امروز کسی حق ندارد در درون روابط بجز زبان فارسی

به زبان دیگری صحبت کن : البته با اعتراض بسیار شدیدی از جانب ترک زبانلن در همان جلسه عمومی روبرو میشود و در جلسه عمومی

هفته اینده با شرمساری حرف خود را پس میگیرد و میگوید ، با توجه به شرایط سخت مبارزه به همان روال قبلی ادامه دهید منتها از

یاد نبرید که وقتی ما میگویم که یک دل و یک زبانیم باید این را در عمل نیز نشان دهیم و زبان فارسی یکی از عاملین وحدت ماست.

 

همانطوریکه با فاکتهای مشخص ، بلاخص قابل مشهود به اعضای مجاهدین نشان داده شد دیگر جای هیچگونه شک و تردیدی در رابطه

با ترک ستیزی مجاهدین باقی نمی ماند ، البته تمامی اینها منوط به این و یا ان فرد در درون تشکیلات مجاهدین نمی باشد بلکه مجاهدین

شاخه ای از یک تفکر استعمار انگلیس در ایران میباشد که از جبهه ملی به نهضت ازادی و از نهضت ازادی به مجاهدین راه پیدا کرده

و درست در همین نکته است که مجاهدین باز مانده های شاه ـ خمینی را نشخوار میکنند و ملت ترک اذربایجان را اذری زبان مینامند.

بعد از قیام شکوهمند ملت ترک اذر بایجان در خرداد ماه ، اول انکار بعدا سکوت و در نهایت موچ سواری میکنند و وقتی ملت ترک

اذر بایجان شعار میدهد " هارای ، هارای من ترکم "  " اذر بایجان اویاقدیر کملیگینه دایاقدیر " مجاهدین در خارج از ایران شعار

میدهند اذر بایجان بیدار است از اخوند ها بیزار است. این هم عوام فریبی به شیوه مجاهدین ، حال انکه ملت اذر بایجان از شونیزم

در تمام اشکا لش نفرت میکند چه در شکل و قیافه شاه ـ خمینی باشد چه در به شکل مجاهد ، جبهه ملی ، حزب فاشیست ملت ایران و

یا سوسیال نا سیو نا لیست کمونیست کارگری و امثا لهم باشد.

راه ملل تحت ستم شونیزم فارس از خواست و برنا مه های شما وا مانده های واپسگرای شونیستی جدا میباشد، شونیزم فارس به زودی

در مقابل خواست ملل تحت ستم ترک ، عرب ، کرد ، بلوچ و ترکمن سر فرود خواهد اورد و ملل تحت ستم شونیزم فارس به ازادی

خود خواهند رسید، کافی است نظری به همسایه قبلی خود یعنی شوروی سابق به افکنید که چطوری ملل تحت ستم به ازادی و استقلال

خود رسیدند.

 

مرگ بر شونیزم     زنده باد ازادی

یوسف حنیف نژاد      2006 ـ 08 ـ 14